ناگفته های من وتو
ناگفته های تو را نمی دانم.اما ناگفته های من غده ای شده که برسراسر سینه ام سنگینی می کند.وبغضی که گلویم را می فشارد.افسوس که چشمانمان دیدن می تواند وذهنمان تشخیص را.ولی زبانمان از گفتن هراس دارد! 
نويسندگان

وقتی خودت از دست خودت خسته می شوی! وقتی خودت از دست کارهایی که می کنی به ستوه می آیی!وقتی تمام آنچه به نام بدی به تو معرفی شده آشنایی نزدیک می یابی واز آنجام آن باکی نداری!

وقتی از تمام قدرتت برای آزردن دیگران استفاده می کنی! وقتی از هیچ جنایتی برای رسیدن به هدفت چشم پوشی نمی کنی! وقتی آنقدر از آسمان دوری که حتی یک ستاره نمی بینی!

وقتی آلودگی های درونت تمام شوینده ها را ناامید می کند!وآن هنگام که خودت اعتراف می کنی دایرة المعارف تاریکی هستی.آن هنگام که خود را درتاریکی محض می یابی وبه خودت واقف می شوی.آن زمان که پر از پستی و رزالتی..یکی چشم به راه توست.

تو این را می دانی.چراغی  مقابلت می افروزد نوری خیره کننده در دل سیاهی چشمانت را می نوازد وتو به دنبال نور تمام تاریکی ها پشت سر می گذاری ودر نهایت این تویی که نور را در آغوش می کشی.

نوری که مبدا ومقصد تو از آن است.هر که هستی نگاهی به هستی ات بکن .نکند سیاهی محاصره ات کرده باشد!!!


[ چهارشنبه ٢٤ شهریور ۱۳۸٩ ] [ ٢:۳۱ ‎ق.ظ ] [ فرشته سیفی ]

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

به وبلاگ رها خوش آمدید... تمام نوشته های این وبلاگ باورها واندیشه های نویسنده وبلاگه.خوشحال میشم نظراتتون رو باهام شریک بشین.بی نهایت سپاسگذارم از حضورتون...
موضوعات وب
امکانات وب
RSS Feed



بک لینک طراحی سایت