ناگفته های من وتو
ناگفته های تو را نمی دانم.اما ناگفته های من غده ای شده که برسراسر سینه ام سنگینی می کند.وبغضی که گلویم را می فشارد.افسوس که چشمانمان دیدن می تواند وذهنمان تشخیص را.ولی زبانمان از گفتن هراس دارد! 
نويسندگان

جهان جولانگهی همواره زیباست         به چشمت خوب دیدن رابیاموز

این را برای دختران همسن وسال خودم می نویسم.برای مادران آینده.

مادر؟! خواهر؟! زن؟!

زن باش،مادر باش،معشوق باش...تمام ابزار این بودن ها را به تو داده اند غیر از توان جنگ برای حقوق برابر با مردان.تو موجودی لطیف وظریفی..تو نازی ومرد را غرق نیاز آفریده اند.

زن باش، خودت را با مردان خشن وجنگجو وپر ستیز مقایسه نکن.بگذار او پدر باشد.جهان به قدرتی مستحکم واستوار برای ادامه حیات نیاز دارد.وجامعه به رهبری قوی وبا اراده.وخانواده به سرپرستی با قدرت وتکیه گاهی محکم....

مردان آموزش دیده اند تکیه گاه وسازمانگر باشند.تو زن باش.بگذار جهان منسجم باشد، وجودت را بنگر مرکز وجود آدمی قلب است.شریان زندگی در مرکز وجود مابه پایگاهی قوی ومحکم وصل شده است به نام قلب، که اگر نباشد جسم از دور زندگی خارج می شود.پایگاه مقاومت زندگی مرد است.

اگر حکم او را، قدرت او را از او بگیرند، کس دیگری توانایی جمع کردن زندگی تورا نخواهد داشت.مرد سکاندار زندگی است وتو حافظ وصاحب زندگی هستی.

بیا هر گز به این ننازیم که قدرتمان با مردان برابری می کند یاحقوقمان با مردان مساوی شده است.بیا برای این نستیزیم که مردان چکار می کنند وچه حقوقی دارند وما محرومییم!بیا هر گز برای اثبات خودمان جنگ نکنیم....برای اثبات من هستم فریاد نزنیم.خود را با نگاه  حقیرانه ای به زندگی با کلماتی چون، حقوق من...حق من...سهم من...قدرت من...پایین نیاوریم.تو هستی ونیازی نیست خودت را به اثبات برسانی.

تو هستی،وقتی نوزادی را نه ماه در بطن خود می پرورانی.تو هستی وقتی دست کودکت را می گیری وراه رفتن می آموزیش.تو هستی وقتی غذا را بی منت وریا دردهانش می گذاری وشبهای بی تابی اش را به دوش می کشی.نیازی نیست پا به پای مردان بدوی تا ثابت کنی هستی.تو مادری...

سهم تو فرزندان با کفایتی هستند که سازندگان راه فردایند.قدرت تو تربیتی است که آنان را از آزمونهای زندگی سربلند بیرون می آورد.

تو هستی در قلب زندگی،تو خون جاری در پایگاه محکم زندگی هستی.اما این پایگاه به موجودی قوی وبا اراده برای حفظ ونگهداری نیاز دارد.به مردان قدرت واراده چرخاندن چرخ زندگی وتوانایی حل مشکلات ودرک سختی ها وجنگ با نابسامانی ها را داده اند.

مراقب موجودیت خودت باش!اصل بودنت را، مقام منزلتت را در مبارزه ای که هیچ قهرمانی ندارد از دست ندهی.زیبایی بودنت را، جایگاه والایت را در نبردی بی مبارز نبازی!سازمان دفاع از حقوق زنان؟!...کانون دفاع از حق زن؟!...همایش دفاع از هویت زنان؟!

راستی کدام حق؟!من زن هستم. اگر آنقدر آگاه باشم که بفهمم زن بودن به چه معناست؟حق من فرزندانی هستند که تربیت می کنم برای فردا.حقوق من زندگی مسالمت آمیز وپاک کودکان فردایند.حقوق من جامعه سالم وبه دور از فسادی است که می توانم بسازم.

حقوق یک زن فرزندان با سواد وموفق اند.حقوق یک زن محیط شاد آرامیست که شوهروفرزندانش را هر جا که باشند دلتنگ خانه می کند وسر موقع مشتاقانه به منزل می کشاند.حقوق یک زن خبرهای شاد از موفقیت فرزندانش است...نه برابریش با مردان ونه توانایی کسب جایگاه مردان ونه مبارزه برای حقوق برابر با آنها...

جامعه فاسد.جامعه بیمار.جامعه وحشی ومعتاد.جامعه ناامن وبی اعتماد حاصل مادران بی کفایتی است که احساس می کنند وظیفه ای غیر از مادر بودن دارند.وظیفه ای که خود نمی دانند چیست؟سرگردان بین دنیای مردان ودنیای ظریف زنانه.مبارزه ای بی نتیجه وبیهوده برای احقاق حقی که توهمی بیش نیست.

می گویند زن همزمان که گهواره کودک اش را تکان می دهد دنیایی را می لرزاند..

آرزویم این است زن باشم آن سان که خداوند برایم نوشته است.

[ شنبه ۱۸ تیر ۱۳٩٠ ] [ ٢:٤۳ ‎ق.ظ ] [ فرشته سیفی ]

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

به وبلاگ رها خوش آمدید... تمام نوشته های این وبلاگ باورها واندیشه های نویسنده وبلاگه.خوشحال میشم نظراتتون رو باهام شریک بشین.بی نهایت سپاسگذارم از حضورتون...
موضوعات وب
امکانات وب
RSS Feed



بک لینک طراحی سایت