|
ناگفته های من وتو ناگفته های تو را نمی دانم.اما ناگفته های من غده ای شده که برسراسر سینه ام سنگینی می کند.وبغضی که گلویم را می فشارد.افسوس که چشمانمان دیدن می تواند وذهنمان تشخیص را.ولی زبانمان از گفتن هراس دارد!
| ||
|
شخصیت چیست؟؟؟تمام آنچه که دیگران از طریق دستور،فرمان،آموزش،وتربیت در من انباشته اند صورتکی نازک وظریف که با کوچکترین اشتباه می شکند.قفسی که اسیرم کرده ومن خود بایدمواظب باشم نشکند.عنوانی که مرا از خودم گریزان کرده است.شخصیت نام دارد.چیزیکه باعث شده من خودم را فرامو ش کنم. انسان متمدن!!! نه موجود متمدن،من انسان آفریده شدم اما بزرگترها تبدیلم کردند به یک موجود متمدن.تمام آنچه بودم از من گرفته شد وشدم یک موجود عاری از خود.ومورد تایید دیگران هر روز نقابی تازه تا شوم همرنگ مردمی که فقط یاد گرفته اند در مورد هر چه می بینند ومی شنوند قضاوت وداوری کنند.مبادا در موردم حرف ناپسندی بگویند شدم یک بازیگر ماهر زندگی. دیگر حتی خودم را به یاد هم نمی آورم یک موجود پیشرفته ومرفع.دیگر صدای خودم را هم نمی شناسم.تکرار زندگی دیگران شد سرنوشت من... ومن شدم سبدی انباشته از اندیشه های دیگران. اندیشه هایی که حتی مجاز نبودم مبدا ومنبع اش را بشناسم.چرا که کفر بود من می شدم یک موجود عاصی.باید فقط فرمان می بردم وتایید می کردم چیز هایی را به من امر میشد.تا به عنوان یک موجود متمدن پذیرفته شوم. تا آنها راضی باشند از من واجازه بودن برایم صادر کنند.تا مرا در جمع خود بپذیرند.شدم یک موجود متمدن تا مبادا طردم کنند .مبادا تنها شوم. تمام شجاعتم سکوت شد.سکوتی رنج آور در پس بغضی که مرا وادار به نوشتن کرد...!!!نوشتن حرفایی که از گفتن اش عاجز بودم واین شده بستر ناگفته های من. [ شنبه ۱٧ مهر ۱۳۸٩ ] [ ۱٢:۱٠ ب.ظ ] [ فرشته سیفی ]
|
||
| [ طراحی : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin ] | ||